ترمینال دوست داشتنی در دسکتاپ

آوریل 30th, 2008

ترمینال دوست داشتنی در دسکتاپ شماهمه ی ما از نقش اساسی ترمینال در زندگی با خبریم. اگه بتونیم ترمینال رو در همه ی شئونات زندگی مون وارد کنیم، خیلی موفق تر خواهیم بود و زندگی لذت بخش و آسون تر میشه D:

هدف از این مقدمه ی کوتاه گیکی، معرفی یک ابزار کوچک ولی بسیار جالب و کاربردی و همچنین آموزش یک کار بسیار قشنگ با استفاده از اونه: گذاشتن ترمینال به عنوان پس زمینه ی دسکتاپ! ذوق کردین، نه؟ پس اسکرین شات ها رو داشته باشین: این و این یکی که از دسکتاپ خودمه:

screenshot.jpg

همین اولش یه چیزی رو یادآوری کنم که این برنامه در اصل برای محیط Gnome طرحی شده، اما تا جایی که می‌دونم با نصب کتابخانه های مورد نیاز، باید تو محیط KDE هم کار کنه.
devilspie اسم این برنامه است. نویسنده برنامه اون رو اینطور معرفی کرده:
این یک window-matching utility است که از قابلیت Matched Windows در برنامه‌ی Sawfish الهام گرفته شده و چنین قابلیتی رو به مدیر پنجره‌ی Metacity اضافه می‌کند. Devilspie می‌تونه طوری پیکربندی بشه که به محض ایجاد پنجره‌ها، در صورت وجود یک سری شرایط در آنها (که شما تعیین می‌کنید)، مجموعه‌ای از عملیات را روی آن‌ها انجام دهد. مثلا می‌تواند تمام پنجره های مربوط به X-Chat را در تمام workspase ها نمایش دهد.
سازنده اصلی برنامه راهنمای کاملی براش ننوشته (به جز manual برنامه)، اما اگه خواستین بهتر با طرز استفاده از برنامه و بسیاری کارهای جذاب دیگه که میشه با اون انجام داد آشنا بشید اینجا یک راهنمای بهتر هست. البته این برنامه هنوز در نسخه ی 0.22 هستش، بنابراین هنوز نباید انتظار کارایی خیلی خوبی ازش داشت.

اصول کار:
اگه دوست دارید بدونید دارین چه کار می‌کنین، این قسمت رو بخونین، وگرنه این قسمت رو نخونید و مستقیم برین سراغ “مراحل کار”
کلا مواد لازم برای این کار، دو تا ابزار هستن: gnome-terminal و devilspie. میخوایم یه ترمینال بدون نوار منو و نوار لغزنده و با زمینه ی شفاف داشته باشیم و کلا طوری باشه که بعنوان پس زمینه دسکتاپ جلوه کنه. پس در گنوم ترمینال چنین پروفایلی می سازیم و ترمینال رو با این پروفایل، در start up میذاریم. برای devilspie هم یه فایل پیکربندی ایجاد می کنیم که بقیه ی کارهای لازم رو روی این پنجره ترمینال انجام بده. برای لیست کامل دستورات، به manual یا همون ویکی بالا مراجعه کنین، اما دستوراتی که در اینجا استفاده می کنیم (مرحله3 که پایین تر نوشتم) رو به ترتیب شرح میدم:

  • خط اول: اگر عنوان پنجره DesktopConsole بود، دستورات بعدی رو اجرا می کنه
  • (wintype “utility”): نوع پنجره را از نوع “utility” تعیین میکنه (یعنی metacity با این پنجره به عنوان یه utility رفتار کنه).
  • (below): این پنجره رو زیر تمامی پنجره ها قرار میده.
  • (undecorate): دکوراسیونش رو کلا به هم میریزه! :-) یعنی قاب دور پنجره رو حذف میکنه.
  • (pin): باعث میشه این ترمینال در همه ی دسکتاپ ها (همون workspace) باشه.
  • (set_workspace 3): پنجره رو فقط در یه دسکتاپ به خصوص نشون میده، که چون من از pin استفاده کردم، این رو کامنت کردم. این و دو تا دستور بعدی رو می تونید کلا حذف کنید.
  • (skip_tasklist)و(skip_pager): پنجره رو در لیست برنامه ها (مثلا تسک بار و Alt+Tab) نشون نمیده. که البته وقتی نوع پنجره رو utility انتخاب کنید، نیازی به اینها نیست.
  • (geometry “15×7+500+400″): اینم که برای اندازه و موقعیت جغرافیایی ترمینال ;)

احتمالا خودتون متوجه این مطلب شدین که این کار اونطور که فکر می‌کردین (از راه اصولی) انجام نمی‌شه، به این معنی که این ترمینال جزئی از دسکتاپ شما نیست و به اون نچسبیده! مثل یه پنجره ی عادیه، با این تفاوت که شفافه و منو و نوار عنوان هم نداره، ضمن این که این ترمینال، در پنل پایین (task bar) هم نشون داده نمیشه. در نتیجه شما فکر می‌کنید که جزئی از دسکتاپ شماست! اما در اصل دچار یه توهم شدین ;−) این ترمینال زیر تمامی پنجره های دیگه و روی دسکتاپ (و مسلما آیکون‌ها) قرار می‌گیره. برای اینکه بهتر متوجه موضوع بشین، دکمه ی show desktop رو بزنید. می‌بینید که terminal هم میره پایین! البته بعد از این کار اگر هر کدوم از پنجره ها رو Restore (ببخشید،Unminimize!)کنید، این ترمینال بازیگوش دوباره سر جای اولش بر می‌گرده، پس از این نظر مشکل زیادی وجود نداره.

مراحل کار:
1- نصب devilspie: در مخازن اوبونتو موجوده و می‌تونید با دستور زیر نصبش کنید. حجمش هم فقط 34KB :

sudo apt-get install devilspie

2- باید براش یک فایل “تنظیمات” بسازید:

mkdir ~/.devilspie
gedit ~/.devilspie/DesktopConsole.ds


3- این دستورات رو در این فایل paste کنید و بعدش ذخیره ی تغییرات:

(if
(matches (window_name) "DesktopConsole")
(begin
(wintype "utility")
(below)
(undecorate)
(pin)
;(set_workspace 3)
;(skip_tasklist)
;(skip_pager)
;(geometry "15x7+500+400")
)
)

هر دستوری که در این زبان (ظاهرا اسمش X−Expressions هست) با “;” شروع بشه‌، کامنت محسوب شده و اجرا نمیشه. من هم سطر مربوط به Geometry رو (به خاطر مشکل داشتن این دستور در توزیع اوبونتو!) غیر فعال کردم، که البته می‌تونین کلا حذفش کنین. به جای اون، برای مشخص کردن اندازه و موقعیت ترمینال، من از گزینه ای به همین نام در option های gnome-terminal استفاده کردم(مرحله ی 5 رو بخونید). با این کار نتیجه ی بهتری خواهید گرفت.
4- در gnome-terminal (همون ترمینال خودمون) از منو edit ، گزینه ی پروفایل رو انتخاب کنید و یک پروفایل جدید به این نام بسازید: DesktopConsole
در سربرگ general باید علامت تیک “show menubar by default…” رو بردارید.
در سربرگ scrolling مقدار گزینه ی “Scrollbar is” رو Disabled بگذارید.
و در سربرگ Effects باید “Transparent background” رو انتخاب کنید. لغزنده ی زیرش (shade ) هم مربوط به میزان شفافیت ترمینال مورد نظره که من روی صفر میذارم، البته بستگی به سلیقه داره، شما می‌تونید روی یک عددی مثل 10 تنظیم کنید.
5- حالا باید devilspie وترمینال رو در srart up گنوم بگذارید(جاش رو که می دونید؟ system>preference>sessions سربرگ startup):
برای اولی، این دستور رو رو باید در قسمت command وارد کنید:

devilspie -a

و برای دومی اینا رو:

gnome-terminal --window-with-profile=DesktopConsole --geometry=62x15+522+490

فقط یه نکته ای رو همینجا بگم که این اعدادی که من به عنوان geometry دادم برای دسکتاپ خودم که 1024×768 هستش مناسبه و با کلی جنگولک بازی به این اعداد رسیدم! اگه شما از رزولوشن دیگه ای استفاده می کنین، احتمالا باید کمی با این اعداد ور برین تا بتونین یه چیزی شبیه اسکرین شات من بدست بیارین. دو عدد اول طول و عرض، دو عدد دوم مولفه ی x و y. البته نمی دونم اینا بر حسب چی هستن! هر چی هست، پیکسل که نیست، گفتم در جریان باشین(البته در مورد چیزایی مثلgedit درست کار میکنه ها، ولی کلا با شبیه سازهای ترمینال درگیری داره :) )

کار تمومه، دفعه بعد که Gnome راه اندازی بشه، یک ترمینال زیبا روی دسکتاپتون دارین! می‌تونین Logout کنین و دوباره وارد بشید تا همین الان از نتیجه ی کارتون لذت ببرید.

البته برای داشتن یک ترمینال دم دستی و به قول فرنگی ها super handy! ابزارهای دیگر و یا شاید بهتری هم وجود داره، اما داشتن یه ترمینال (با عنایت به نقش اساسی آن در زندگی!) بلورین در میزکار ایده ی خیلی قشنگیه که نمیشه ازش گذشت، خصوصا برای تشویق تازه کارهای ظاهربینی (مثل من ;) ) که زیبایی سیستم عامل هم براشون اهمیت داره. با Devilspie دیگه ترمینال یه محیط خشک تاریک و مخوف و … نیست :D . برنامه ای به نام yakuake هم هست که در مخازن ubuntu وجود داره، البته شخصا ندیدم اما ظاهرا یه ترمینال به صورت drop down باید باشه که وقتی کرسر رو روش می‌بری از پنل آویزون میشه!
امیدوارم این آموزش ناچیز به درد دوستان بخوره و تونسته باشم قدمی در جهت هر چه جذاب تر کردن ترمینال بردارم :) این کار رو یه نفر تو UbuntuForums.org آموزش داده بود، که من برای نمایش بهتر، یکی دوتا تغییر کوچک دادمش.
شاید اینترمیلان (این ترمینال!) بیشتر به درد لاف زدن بخوره یا حداکثر برای کارهای کوچک. وگرنه به قول یه نفر که تو کانال اوبونتو باهاش صحبت می‌کردم:

to have the shell as your ACTUAL background, go kill X :D

پ ن: دوستان KDE کار، من چون kde ندارم نتونستم تو اون محیط تستش کنم، اما اگه یه وقتی تو کا دی ای جواب نداد شاکی نشین، راه حلش آسونه: به آغوش گنوم بیایید! ;-)
پ ن2: البته خود من هم از این گنوم خسته شدم. خوشحال شدین، نه!؟ فرمودیم “این” گنوم، وگرنه ما همچنان درهمون آغوش گنوم هستیم ;) این گنوم اوبونتو داره منو دیوونه می کنه. من دو سه هفته به اوبونتو فرصت میدم تا با Hardy یه گنوم درست حسابی به من نشون بده، در غیر این صورت با تمام علاقه ای که به اوبونتو دارم، مجبورم به توزیع دیگه‌ای مهاجرت کنم >:-| (نمی دونم، شاید دبیان یا جنتو)
پ ن3: البته تصمیم گرفتم KDE رو هم در کنار گنوم شروع کنم

تماشای بهار

آوریل 20th, 2008

صبحگاهان که تفاوت نکند لیل و نهار    خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق    نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار
آفرینش همه تنبیه خداوند دل است    دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود    هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار
هر که امروز نبیند اثر قدرت او    غالب آن است که فرداش نبیند دیدار

بهار طبیعت یاسوج

به به، به به :)
همیشه بهار یک حس خاصی به آدم میده. من یکی که تو این روزای احساس میکنم دارم شکوفا میشم درست مثل یک درخت!
آخرین پستم رو پیشتر از یه ماه پیش نوشته بودم. به خاطر تعطیلی وبلاگ تو این مدت از دوستان بازدید کننده معذرت میخوام -منظورم yahoo slurp و google bot و بقیه ی بروبچ هستش ;) البته به علاوه ی سه چهار تا آدمیزاد که به ما لطف دارن - یه مدت که به وبلاگ دسترسی نداشتم، بعدش هم یه مشکلاتی داشتم که اصلا حس نوشتن نبود. همین پست رو هم می خواستم هفته پیش بنویسم، ولی فکرم حسابی مشغول بود و افتاد به امروز. اما قول میدم بعد از این پسر خوبی باشم و هر جور شده ولو شده با مهمل گویی هفته ای یک پست رو بنویسم lol.
نوروز و بهار امسال برای من خیلی متفاوت بود، از همون لحظه اول که تو جاده سال تحویل شد گرفته تا همین حالا. امیدوارم امسال همه ی کسانی که دوستشون دارم -از جمله مرتضای عزیز ;-) -به چیزایی که دوست دارن برسن. برای همه ی دوستان آرزوی موفقیت و پیروزی می کنم: مبارک بادت امسال و همه سال! شاید وقت این حرفا گذشته باشه، اما نه، هر چی باشه هنوز تو ماه فروردین هستیم دیگه…
تو این مدت سوژه زیاد بود و الان نمی دونم از کدومش بنویسم! از جشن هسته ای! از قضیه ی خرید یاهو! از انفجار حسینیه شیراز! از اقدام عجیب گوگل در نامگذاری خلیج به نام عربی در google earth و یا از وبلاگ هایی که میخونم و …
پس از همه چیز مینویسم دیگه، چاره چیه!
اول از همه درمورد اون قضیه ی گوگل ارث، میخواستم خواهش کنم که برای اعتراض به این تحریف آشکار جغرافیا، اون هم در عصر مثلا دانش و اینترنت و آپولو اینا… اینجا رو امضا کنید، این کمترین کاریه که از دست ما بر میاد. طوطیان شکر شکن گویند که گر شمار امضا به هزار هزار رسد(همان یک میلیون)،گوگل را گریزی نیست و او را چاره نباشد جز تمکین، که “جبر جغرافیا” که می گویند، یعنی این…

برای داغدیدگان حادثه (؟) ی شیراز آرزوی صبر دارم، و برای آسیب دیده ها، سلامتی. مهمتر از خود این خبر، ظاهرا اطلاع رسانی اندک و پوشش ناقص صدا و سیما بود! البته این رو همیشه باید در نظر داشت که این جور خبرهای حساس رو درست نیست همونطور که رسانه های دیگه یه دفعه تو بوق می کنن، رسانه ی ملی هم یه دفعه و بدون مقدمه و حتی اطلاعات کامل تو اخبار بگه. فکر کنین شما خونه ی دوستتون -که ساکن شیرازه- هستین. تلویزیون رو روشن میکنین. یه دفعه مثلا آقای حیاتی میگه “انالله و انا الیه راجعون. دقایقی پیش، در یک اقدام تروریستی حسینیه ی شیراز و بخشی از ساختمان های اطرافش با خاک و خون یکسان شد! در این انفجار دویست تن از هموطنانمان کشته و زخمی شدند. روحشان شاد! توجهتان را به ادامه ی اخبار…” فکر میکنید الان مادرتون که این خبر رو -توی تهران مثلا- شنیده چه حسی داشته باشه؟ اصلا حسی داره؟! مردم تو شیراز چکار می کنن؟ شب از ترس حملات تروریستی اصلا خوابشون می بره؟
اصلا چه لزومی داره که این خبر مثل توپ صدا کنه تو رسانه ها (منظورم اصلا کم اهمیتی حادثه نیست) و همه ی شبکه ها بیان تصاویر محل انفجار رو نشون بدن و در و دیوار حسینیه رو که پر از قطعات پاره پاره ی بدن شهداست؟این چه مشکلی رو حل میکنه؟ به کشف عامل اصلی انفجار کمک میکنه یا درد خانواده های داغدیده رو تسکین میده؟ یا اینکه من از مثلا استان سمنان پا میشم میرم اونجا خون اهدا کنم؟
برای یک خبرگزاری چه می دونم فرانسوی یا عرب، این حادثه توی ایران اهمیتی هم داره اصلا؟ درست همون طور که برای ما یه تصادف بزرگ رانندگی در یک کشور آفریقایی (در همون شب) اهمیتی نداره. بعد یه عده میان تو یه سایت که جزئیات کاملتری از این ماجرا نوشته، 100 تا نظر میذارن، که وقتی میای میخونی می بینی 90 تاش ابراز تاسف برای صدا و سیماست و ریشخند کردن به قول خودشون رسانه ی ملی(البته بقیه ی نظرات هم مابقی مسئولین مملکت رو به فیض کامل رسوندن!). من نمیفهمم چرا بعضی از ما فقط دوست داریم غرغر کنیم؟! یعنی ما هر چی تو این نظرات گشتیم شاید یه اطلاعاتی، چیزی در مورد این حادثه یا اقدام تروریستی پیدا کنیم، تنها چیزی که دیدیم، تشکر از ضرغامی بود :-) طوری که این شبهه برام پیش اومد که نکنه مقصر یا عامل اصلی انفجار، همین مسئولین رده بالای صدا و سیما بودن!
البته من به هیچ وجه نمی خوام اینجا از صدا و سیما دفاع کنم. چون اولا به من ربطی نداره، دوم اینکه در بعضی موارد کارهای این رسانه ی ملی قابل دفاع نیست. اما تا جایی که بنده اطلاع دارم و به عقل ناقصم میرسه، برای حفظ امنیت ملی، رسانه ی ملی یک کشور وظیفه مهمی داره و نباید این طور مسائل بزرگ و ناراحت کننده رو بدون کسب اطلاعات کامل و صحیح، و بدون در نظر گرفتن اینکه چه تاثیری روی مردم ممکنه داشته باشه، اعلام کنه. هر چند با سانسور شدید رسانه ای در صدا و سیما هم مخالفم درست همون طور که با سانسور رسانه های انگلیسی در مورد تظاهرات گسترده ضد جنگ اطراف دفتر گوردن براون مخالفم. بیایم گاهی اوقات به جای هوچی گری، کمی فکر کنیم و اگه میتونیم به حل مشکل کمک کنیم، نه اینکه هر چه بیشتر به ابعاد مشکل دامن بزنیم. همم؟ البته زياد جدي نگيريد< نمي دونيد چه حالي ميده وقتي صد نفر يه حرفي ميزنن< بعد تو مياي يه چيزي بر خلاف حرف اونا ميگي :D باور نداريد؟ يه بار امتحان كنيد. به جان خودم!
مطالب دیگه ای هم هست که میخواستم در موردش گهرفشانی کنم، ولی چون پرحرفی کردم، دیگه وقتش رو ندارم. نگران نباشید، در فرصت های بعدی از افاضات بنده بهره مند خواهید شد. راستی! WordPress 2.5 هم اومده که همین جا به بلاگرهای عزیز وردپرس باز تبریک میگم و ubuntu 8.04 این حواصیل زیبا هم تا یه هفته دیگه به سواحل ما می رسه :) ما که تهران نیستیم، اما خیلی دوست دارم توی جشن باشم… دارم فکر می کنم چی میشد اگه شهر ما پایتخت بود و ما بچه تهرون می شدیم…

پ ن: می خواستم این پست رو یه ویرایش کوچیک کنم که نمی دونم یهو چی شد کلش به فنا رفت! فقط دو سه خط اولش موند. این جور مواقعه که میشه از فیدبرنر feedburner به عنوان یه  بک  آپ خوب  خوب استفاده کرد ;-) آخه خیلی زوره، آدم بیاد با زحمت یه صفحه “چیز” بنویسه، در یک حرکت کلش به فنا بره!

مجلس هشتم

مارس 10th, 2008

سلام! امشب رفته بودم پای نطق آقایون نامزد نمایندگی مجلس! جاتون خالی عجب شهر فرنگی بود. یکی از نامزدها چند تا از هنرمندای تلویزیون رو آورده بود، ظاهرا از دوستاش بودن. یک ساعت بعدش تو اخبار بیست و سی یکی از همین هنرمندا رو نشون داد که می گفت هنرمند نباید از علاقه مردم برای حمایت از احزاب و نامزدها استفاده کنه :D آره جون خودت! حالا این بابا تو صحبتاش خیلی شورش رو در نیاورد، ولی اون یکی داشت رسما از مردم قول می گرفت که 24 اسفند به دوست عزیزش رای بدن! خجالت هم خوب چیزیه والا
جالبه بعد از صحبت های نامزده یه عده از مردم شعار “حمایتت می کنیم” می دادن، اما نوبت که به اجرای برنامه ی این یارو هنرمنده رسید همه ی مردم همصدا شدن فلانی فلانی حمایتت می کنیم :D یارو اگه می دونست تو شهر ما اینقدر طرفدار داره تلویزیون رو ول می کرد میومد اینجا کاندیدا میشد!
امروز یکی دیگه از نامزدها بین مردم سیمکارت اعتباری ایرانسل پخش کرده بود!
شنیدم که یه عده هم تو روستاها به بچه های مردم لباس و چیزای دیگه داده بودن. ببین چطور از فقر مردم سوء استفاده می کنن پدرسوخته های …!
این روزا خیلی هاشون نهار و شام هم می دن. من برای انتخابات متد خاص خودم رو دارم متد JSS :) تو این روش من اول هر کسی که برای خودش بیشتر از یکی دو میلیون خرج کنه میشورم کنار می ذارم، دو سه نفری که باقی می مونن رو می رم در موردشون تحقیقات بیشتر به عمل میارم :) میرم سخنرانی گوش میدم و صحبت با مردم و … کسی که برای انتخاب شدنش زیاد خرج کنه، اگه انتخاب بشه مطمئنا چندین و چند برابرش رو به جیب مبارک بر می گردونه. آدمی که هدفش خدمت باشه، چرا باید این همه به خودش ضرر بزنه؟
این روزها کم شعار نمی شنویم. این کاندیداها شعار های فانتزی ای میدن که این روزا روی سرم احساس خارش می کنم و عنقریب دو فروند شاخ روی کله مبارک علم میشه! ولی امسال خیلی خوب شده یه کم روی تبلیغات نظارت می کنن، سال های قبل در و دیواری نبود که از سریش و پوسترهای آقایون بی نصیب بمونه و حتی ماشین ها هم گاهی مستفیض می شدن.
امشب که صحبت میکردیم یکی از دوستان می گفت به نظر من کسی که وارد عالم سیاست بشه یا good man یا بد منه. خاکستری هم نداریم. اگه واقعا نیتش خیر باشه و خدمت به مردم که هیچ، ولی اگه هدف دیگه ای داشته باشه، ممکنه کم کم به جایی برسه که کثیف ترین کارها رو هم بکنه.
دیگه باید برم بخوابم که صبح زود بیدار شم، فردا ساعت 5 با دوستم میریم کوه. هوا این روزا خیلی خوردنی شده :D آدم دلش می خواد هر روز صبح بره بیرون قدم بزنه، ما هم که خوابالو :) تنهایی تنبلیم میشه ولی با کسی که بری بیشتر خوش میگذره.
خوب، شب خوش!

پ ن: الان که داشتم می نوشتم، سی دی یکی از نامزد ها رو هم گذاشته بودم گاهی به چرت و پرت هاش گوش می کردم. جالبه اولش اینطوری شروع کرد: با سلام … اینجانب دکتر فلانی هستم… مرتیکه ندید پدید!

پ ن2: باید یکی دو تا پست در مورد آی تی اینا هم بنویسم :D  تا حالا همش روزنوشت بوده

هلوکاست، این بار در در غزه

مارس 1st, 2008

هلوکاست در غزه

1-معاون وزیر دفاع رژیم صهیونیستی رسما اعلام کرد در نوار غزه آدم سوزی (holocaust) به راه خواهد انداخت[1]. ناوشکن امریکایی در آب های لبنان مستقر شد. تا امروز حداقل 24 مرد و زن و کودک کشته شده اند[2]. بدون شرح.

2-رئیس جمهور به بغداد خواهد رفت. در حالی که سفرهای بوش به عراق عمدتا تحت تدابیر شدید امنیتی و بی خبر و در مدت زمان چند ساعت صورت می گیرد. مقامات امریکایی این اقدامات را یک برد تبلیغاتی بزرگ برای ایران خوانده اند.چند روز پیش البرادعی رئیس IAEA گزارش نهایی آژانس را که حاکی از صلح آمیز بودن فعالیت های هسته ای ایران است ارائه داد. امروز غیر متعهد ها در سازمان ملل فعالیت های صلح آمیز ایران را قانونی خواندند. یکی از عواملی که نقش مهمی در این پیروزی داشت، ایستادگی رئیس جمهور البته با اتکا به حمایت مردم بود. خیلی از وبلاگ ها که این روزها خوندم انتقاداتی (انتقاد؟) به احمدی نژاد کرده بودن، گفتم من بیام به یکی از خدماتش اشاره کنم که دلگرم بشه :)

*حاج مرتضی از حاج محمود تشکر می کنه lol